دومین سال زندگی عزیزمامان ایلیا
گل پسرم امروز یک سال ویک ماهه در کنار هم هستیم من شاهد خنده ها و شیرینکارها وبازی هاش هستم خدایا همیشه می خوام که مواظب عزیز دردونه مامان وداداش گلش باشی .............. از کارهای گل پسری مثل اسب سفید تند وسریع راه میره تا بهش میگیم گوشت کو یا مو کوسریع گوش وموطرف مقابل رانشون میده دست بزن داره بخصوص مامان وداداشو حسابی ده میکنه ومیزنه تا کسی بخواد بره بیرون میگه دردر....یا بخواد کسی را دعوا کنه میگه ده ده میبینه داداشش لباس عوض میکنه بره بیرون ایلیا هم شلوار وسویشرت رامیاره که تنش کنم با داداشی بره بیرون ...
نویسنده :
حنانه
10:46




